صحبت امشب بنده در مورد ارتباطات ديني مبتني بر رايانه است و تلاش مي کنم بخشي از کوشش هايي را که مسلمانان در اين محيط جديد داشته اند خدمت شما عرض کنم و اميدوارم در بخش دوم که گفتگوهاي دوستان را خواهيم شنيد راهکار هايي براي تجديد حيات اسلامي در محيط سايبر بيابيم.
تعريف پژوهشي ارتباطات ديني
تعريف پژوهشي ارتباطات ديني مبتني بر رايانه عبارتست از: مطالعه بين رشته اي در حوزه مشترک جامعه شناسي ارتباطات و جامعه شناسي دين به منظور درک روابط پيچيده بين نهاد هاي دين, فرهنگ و ارتباطات ؛ يعني ارتباطات ديني مبتني بر رايانه, يک حوزه مطالعه بين رشته اي است. اما از لحاظ حرفه اي وقتي مطالعه مي کنيم مسئله ما اين است که ما يک فرايندي را داريم مطالعه مي کنيم که شامل تبادل پيام بين فرستندگان و گيرندگان پيام هاي ديني از طريق رايانه است به گونه اي که بين فرستندگان و گيرندگان همدلي و مشابهت معنا متجلي شود.
مي دانيم در ارتباطات سايبر گيرنده و فرستنده شباهت زيادي به نقش گيرنده و فرستنده در ارتباطات جمعي و توده اي ندارند. در ارتباطات توده اي ما تعداد اندکي فرستنده داريم و تعداد بسيار زيادي گيرنده و عملا اختيار توليد پيام با فرستندگان است و گيرندگان نقش منفعلي را دارند. در توليد پيام, محيط سايبر اين امکان فراهم مي کند که گيرندگان و توليدکنندگان هر دو بتوانند مشارکت فعال داشته باشند. يا به تعبيري فاصله بين گيرنده و فرستنده کمتر مي شود.
جامعه سايبر اسلامي
تعريف سومي که ارائه مي کنيم يا حوزه سوم معنايي که با آن سرو کار داريم جامعه سايبر اسلامي است. محيط سايبر محيط تبادل پيام ها ميان دستگاه هاي رايانه است. در اين فضا مي توانيم جامعه سايبر اسلامي داشته باشيم؟ اول بايد ببينيم چيزي به نام جامعه سايبر وجود دارد يا نه. بعد در باره اسلامي بودنش بحث کنيم. جامعه سايبر مي تواند وجود داشته باشد در صورتي که ميزان حضور افراد متصل به رايانه هاي متصل به اينترنت قابل توجه باشد و تداوم داشته باشد. کي جامعه يا اجتماع بوجود مي آيد؟ کي« Community» به وجود مي آيد؟ وقتي که ما شاهد ارتباط مستمر و مداوم و تکرار شونده باشيم. اگر اين ارتباط در محيط واقعي بوجود آيد يک جامع واقعي داريم و اگر در محيط سايبر بوجود آيد يک جامعه سايبر داريم. مسئله جدي در شکل گيري يک اجتماع مسئله تبادل مستمر پيام است. يعني آن چيزي که جامعه را به هم بسته نگه مي دارد, تداوم ارتباط است. مثلا ما سوار يک اتوبوس مي شويم و چند لحظه بعد پياده مي شويم. درست است که وارد يک جمع شديم, ولي وارد يک اجتماع نشديم. براي اينکه اين تماس ها مستمر و دائم نيست.
جامعه اسلامي به خاطر ارتباط تنگاتنگ مؤمنان با يک ديگر عملا جامعه اي است با ماهيت شبکه اي و در هم تنيده؛ به خصوص در محله هاي کوچک اين ارتباطات واقعي به هم تنيده مشاهده مي شود. تأکيداتي که در روايات نسبت به اينکه هر انسان مؤمن از چهل همسايه خودش باخبر باشد, وجود دارد از صله ارحام گرفته تا سر زدن به فقراي محل تا مفهومي که ما به نام مسجد داريم به همين منظور است . اگر اين مؤلفه ها را در نظر بگيريم, مي بينيم جامعه اسلامي داراي يک ماهيت شبکه اي و در هم تنيده است. اينترنت وقتي وارد چنين جامعه اي مي شود بنا به يک فرض مي تواند موجب تقويت اين به هم پيوستگي شود. يعني علاوه بر ارتباطات رو در رو, ارتباطات شبکه اي هم به توانايي هاي ارتباطي اين مجموعه به هم پيوسته اضافه مي شود. اين بر خلاف جامعه مذهبي کليسايي است. در جامعه مذهبي کليسايي, اصل بر سلسله مراتب است. جامعه اي است بشدت داراي سلسله مراتب (Hierarchy). اين سلسله مراتب از خدا تا انسان گنهکار در مسيحيت رعايت مي شود. اما در اسلام اين شکل از طبقاتي فکر کردن راجع به مذهب وجود ندارد.
موج هاي اصلي در مواجهه با رايانه
مسلمان هاي متعهد و فعال وقتي با رايانه آشنا شدند, چند موج را مشاهده کردند و با اين چند موج در حوزه ديجيتال تعامل کردند.
موج متن محوري: موج اول موج متن محوري بود. مسلمان ها حجم عظيمي از داشته هاي مکتوب را در اختيار داشتند. در اين دوره مي توانستند اين ها را تايپ کرده و وارد يک محيط ديجيتال کنند. تلاشهاي اوليه مسلمان ها معطوف بود به سازماندهي مجدد متونشان بر مبناي محيط ديجيتال. اصل بر امکان بازيابي بود.مثلا 110 جلد بحارالانوار را مي توانستند به چند سي دي تبديل کنند و در مرحله بعد در محيط اينترنت بازيابي کنند. دغدغه اصلي اين بود که حجم عظيمي از کتابخانه هاي کاغذي به فرمت هاي ديجيتال و قابل بازيابي تبديل شود. اگر به اواخر دهه 60 شمسي و اوائل دهه 70 نگاه کنيد مي بينيد که دغدغه هاي اصلي اين بود که ما چگونه اين متون چاپي را وارد فضاي ديجيتال کنيم؟ اتفاقا در اين دوره مسلمانان معتقد بسيار فعال و قوي عمل کردند. فعاليت دانشمندان دانش هاي عرفي, تجربي و علوم اجتماعي قابل رقابت با حوزه علميه نبود. حوزه هاي علميه هم حجم عظيمي از دانش انباشته را داشتند, هم انگيزه کافي براي اين کار .
موج نهاد محوري :در موج دوم نهاد ها محور شدند. در اين دوره کساني که احساس تعهد شخصي مي کردند, براي وارد کردن متون به محيط ديجيتال به تدريج مورد حمايت نهاد ها قرار گرفتند. اين دوره سال سوم يا چهارم رهبري آيت الله خامنه اي است؛ ايشان از اين حرکت حمايت کردند تا اينکه نهاد هاي تخصصي براي اين حوزه طراحي شد. نهاد هايي که عملا بخشي از فعاليت هاي خودشان را به فعاليت هاي حوزه ديجيتال تخصيص دادند. بيت هاي علما و مراجع اين دوره است که وارد عمل مي شود. کار خيلي عظيمي توسط« آقاي کوراني »انجام مي شود و مدرسه آيت الله گلپايگاني از آن حمايت مي کند، کار عظيمي تحت عنوان معجم فقهي. از اين بالاتر, مراجع و علما سعي مي کنند حضور در محيط سايبر را براي خودشان تثبيت کنند. اين جا با سايت علما و اشخاص موجه ديني مواجه مي شويم که سعي مي کنند خدمات ديني خودشان را که قبل از اين در بيتشان انجام مي شد, توسط امکانات جديد توسعه دهند. بحث گسترش زبان ها اين موقع مطرح مي شود. تقريبا دهه 70 دهه اي است که عمدتا سايت هاي ديني مورد حمايت نهادهاي دولتي, نهادهاي عمومي و نهادهاي ديني خاص قرار مي گيرد و حضور ديني در فضاي سايبر پر رنگ تر مي شود.
مناسک محور: در موج بعدي ما با سايت ها و فعاليت هايي روبرو هستيم که محور آن مناسک و شعائر و مراسم است. مسئله صرفا متن خشک نيست. مسئله ديگر نخبگان و پژوهشگران و طلاب علوم ديني نيست. مسئله به گونه اي عموم مردم است. اينجا با فعاليت عظيم مجموعه کساني مواجه هستيم که مثلا در حوزه مداحي فعاليت مي کنند. سي دي هايي مثل ده محرم سال 75 حاج منصور ارضي. يعني مواجه مي شويم با سي دي ها و سايت هايي به جاي ايجاد علم بر ايجاد عواطف ديني در جامعه تأکيد دارد.
مواجهه محور: موج بعد موج مواجهه است. مواجهه با رقبا. اين موج از نيمه دهه 70 آغاز شد. دوره اي که مسلمانان و متدينين وقتي وارد محيط اينترنت مي شوند فقط خودشان را نمي بينند. بلکه ديگران هم فعال شده اند. شيعيان نگران سني ها هستند. سني ها نگران شيعيان هستند مسلمانان نگران مسيحي ها هستند. هر دوي اين ها نگران ملحدين هستند. فضا, فضاي مواجهه است. سايت هايي توليد مي شود که هدفش رد و نقض ديگران است شايد در همين مرحله ها هست که موضوعاتي مثل تکفير اينترنتي و موضوع هک کردن متقابل سايت هاي ديني مطرح مي شود.
اجتماع محوري: و در نهايت دوره اجتماع محوري، دوره اي است که ما در آن بسر مي بريم. دوره اي است که نه فقط مخاطب سايت هاي ديني نخبگان و علما و دانش پژوهان هستند و نه فقط تأکيد بر عواطف و احساسات است و نه فقط مواجهه با ديگران است. بلکه مسئله سايت هاي اينترنتي امروز چه فارسي چه عربي چه انگليسي اين است که چگونه زندگي ديني را در محيط سايبر ساماندهي کنيم. يعني چگونه متدينين با مراجعه به سايت هاي اسلامي بتوانند کليه نياز هاي روزمره خودشان را برطرف کنند. يعني مسئله اين است که امکانات و سرويس هايي که در محيط اينترنت براي همگان فراهم است, در محيط سايبر ديني براي متدينين با حذف جنبه هاي غير اخلاقي اش فراهم باشد. پس مسئله خريد از راه دور(E-Shopping) در سايت اسلامي هم بوجود مي آيد. آيا فقط خريد سي دي هاي اسلامي و فقط خريد کتاب هاي اسلامي در آن انجام مي گيرد. نه, اگر بشود لباس هم در آن به فروش مي رسد. بحث کار از راه دور (E-Working), بحث شغل يابي, بحث سرگرمي. سايت هاي اسلامي که خيلي به سرگرمي توجه نمي کردند حالا يک فصل جدي را براي کودکان باز مي کنند. لطيفه در سايتشان مي گذارند. بعضي استخاره در سايت خود مي گذارند. پس اجتماع محوري يعني زندگي محوري. يعني تلاش کنيم که يک اجتماع در اطراف يک سايت ايجاد کنيم. اينجاست که سايت ها عضو گيري مي کنند. تلاش مي کنند که شما را ثبت نام (register) کنند. اين ثبت نامي که در اين سايت ها وجود دارد صرفا به معناي عضويت شما در يک محيط مجازي نيست.آنها شما را عضو گروه تلقي مي کنند.و نه تنها تلاش مي کنند شما را حفظ کنند, نه تنها از طريق ارائه خدمات, شما را دوباره به سايت برگردانند, بلکه سعي مي کنند شما را در غير محيط مجازي هم مرتبط نگه دارد.
موج هاي جايگزين
در کنار اين موج هاي اصلي ارتباطات ديني مبتني بر رايانه ما مواجه با موج هاي جايگزين (Alternative) نيز هستيم.
گفتگو محوري :يکي از موج هاي جايگزين گفتگو محوري است. سايت هاي گفتگو محور سايت هايي هستند که به جاي تلاش براي مواجه, اين امکان را فراهم مي کنند که انواع و اقسام نگرش هاي ديني با هم در يک محيط گفتگو کنند. اين فضا, فضاي اتاق گفتگو(Chat) است. فضايي مثل«Mailing List » ها و« Forum» ها. در اين فضا ها موضوعات بسيار متنوعي وجود دارد. ولي گفتگو ها از چند طرف درگير مي شود. طرفداران ولايت فقيه با مخالفان ولايت فقيه درگير مي شوند. در واقع سايت فقط فضا را فراهم مي کند. به خصوص در سايت هاي انگليسي فضا هاي گفتگوي بين ديني و بين فرقه اي به شدت ترويج شده است و حجم زيادي از ادبيات گفتگو در محيط سايبر توليد شده است که به هيچ وجه به خارج از محيط سايبر سرايت نکرده است. يعني اگر شما در محيط سايبر نباشيد اصلا با اين فضاي گفتگويي آشنا نخواهيد شد.
فرقه محوري :رويکرد دوم يا موج جايگزين دوم فرقه محوري است. موج هاي قبلي بيشتر به جنبه هاي وفاق ديني تاکيد مي کردند. اما سايت هاي فرقه اي سايت هايي هستند که انشعاب و افتراق درون يک سيستم مذهبي را بيشتر به نمايش مي گذارند تا وحدت همسويي اش را. بسياري از فرقه هاي مذهبي که در ميان دين خودشان يا در ميان رويکرد مذهبي قالب خودشان کاملا ترد مي شوند و در فضاي خارج از سايبر اصولا حق حيات به آنها داده نمي شود, تکفير مي شوند يا به عنوان مرتد شناخته مي شوند, اين ها در محيط سايبر بسيار فعالند. چون مزاحم و رقيب جدي ندارند. از سايت هايي مثل شيطان پرست ها گرفته تا فرقه هاي خاص دراويش و تصوف ،از فرقه هاي غالي گرفته تا ناصبي. هيچ کدام از اين ها جريانات غالب در خارج از محيط سايبر نيستند. و برخي از اين جريانات فرقه اي اصولا حياتي خارج از سايبر ندارند. و فقط رد پايشان را در محيط سايبر مي توان گرفت، مثل خوارج. شما براي اين که بگرديد و يک خارجي پيدا کنيد تا با او صحبت کنيد با دشواري روبرو هستيد. ولي در محيط سايبر به راحتي مي توانيد با عقايدشان با ايده هايشان آشنا شويد.
پاد فرهنگ ها : مسئله بعدي پاد فرهنگ ها هستند. به اصطلاح« Unti_Culture»ها. که شورشي هاي عليه هر فرهنگ غالب هستند. کساني که هر نوع نظام فرهنگ مسلط را نفي مي کنند. اين ها هم در ارتباطات ديني سايبر قابل جستجو و ره يابي هستند. اين ها ديگر فرقه نيستند. گاهي وقت ها يک نفر است و يک سايت دارد و کل اديان را به چالش مي کشد و البته مراجعه کننده هم دارد.
رابطه بين اجتماع واقعي و سايبر
سؤال اين است که چه رابطه اي وجود دارد بين اجتماع واقعي و اجتماع سايبر؟ آيا اين که من عضو يک گروه سايبر شوم, آيا اين که وقتي را صرف رايانه و اينترنت کنم موجب مي شود مشارکت من در فضاهاي واقعي اجتماعي کاهش يا افزايش پيدا کند؟ اين سؤال در حوزه ارتباطات ديني سايبر بسيار مهم است. اگر من در محيط سايبر فعاليت مي کنم به اجتماع ديني واقعي خدمت مي کنم يا در حال جدا کردن افراد از بدنه اجتماع واقعي و سرگرم کردن آنها به اينترنت هستم. در واقع آيا فضاي اينترنت مذهبي, فضاي سايبر ديني رقيب فضاي مذهبي واقعي است يا شريک آن است. در اين جا نظرات متعددي وجود دارد. اين نظرات از دين آغاز نمي شود. بلکه از رابطه محيط مجازي و واقعي شروع مي شود. آنجا بايد در محيط سايبر تکليف را معلوم کرد. آن وقت فعاليت هاي ديني سايبر بخش از مجموعه فعاليت هاي محيط سايبر است. تحقيقاتي که تا به حال انجام شده است نشان مي دهد که ميان مصرف رسانه اي و مشارکت اجتماعي همبستگي منفي وجود دارد. منظور ما از رسانه راديو, تلويزيون, اينترنت, بازي رايانه اي و ... است. از طرفي تحقيقات نشان مي دهد که کارکرد اطلاعاتي, سرگرمي, آموزش دهنده و بسيج گرايانه اي که به عنوان کارکرد هاي وسايل ارتباط جمعي شناخته مي شود در مورد اينترنت تغيير کرده است. يعني اين گونه نيست که اينترنت صرفا کارکرد سرگرمي داشته باشد. يا غلبه کارکرد سرگرمي آن گونه که در تلويزيون موجود است در اينترنت موجود نيست. وضعيت اينترنت در حال تغيير است و ثبات ندارد. مسئله سوم تغييرات تدريجي عادات و رفتار هاي اينترنتي کاربران است. وقتي ما رفتار اينترنتي يک کاربر را بررسي مي کنيم سه ماه اولش با سه ماه دومش يکسان نيست. سه ماه اول يک نوع شيفتگي وجود دارد. بيشترين دوره وب گردي در ماه هاي اوليه تماس انسان با اينترنت اتفاق مي افتد. انسان وارد يک دنياي جديدي شده که محدوديتي ندارد و مي تواند به صورت پيوسته بگردد. يافته هاي بسيار اندکي دارد, توقف هايش کوتاه است, اما وسعت جستجويش بسيار زياد است. به تدريج انسان در محيط اينترنت جاي خودش را پيدا مي کند. متوجه مي شود که من دنبال چه مي گردم. کجا ها به درد او مي خورد. اين جا« Favorite »به درد او مي خورد. Favorite يعني آن آدرسهايي که در علائق او رسوب مي کنند. او به آنها اجازه مي دهد که وارد ذخيره حافظه شخصيش شوند. عملا در دوره هاي بعدي او با Favorite هايش کار مي کنيد نه با محيط اينترنت. مثل زندگي شهري است. اگر کسي از يک شهر کوچکي وارد يک شهر بزرگي شود اول همه آن شهر براي او يکسان است. بعد که به تدريج با آن شهر آشنا مي شود مي بينم که در آن شهر بزرگ با اين همه جمعيت و هزاران خانه کاري ندارد. او چند خانه دوست و آشنا دارد. چند مکان مشخص است که به آن سر مي زند. به تدريج خودش را با محيط تطبيق مي دهد و انتخاب هاي خودش را انجام مي دهد. به تدريج در محيط اينترنت کليد واژه هايش تعريف مي شود. حتي وقتي Favorite ندارد کليد واژه ها تکليف وي را معلوم مي کند. بنا به رشته اش بنا به علائقش, بنا به تجربه اش تصميم مي گيرد. تحليل عاملي نشان مي دهد که فقط ميان کارکرد سرگرمي و مشارکت اجتماعي همبستگي منفي وجود دارد. يعني کساني که به دنبال سرگرم شدن در اينترنت هستند مشارکت اجتماعي اندکي دارند. نه کساني که دنبال کارکرد هاي اطلاع رساني و بسيج گري هستند. و از طرفي ديگر تحليل عاملي نشان مي دهد که ميان کارکرد اطلاع رساني اينترنت با مشارکت اجتماعي همبستگي مثبت وجود دارد. به تعبير دقيق تر هر چقدر فعاليت هاي فردي و اجتماعي در فضاي سايبر در حوزه اطلاع رساني و بسيج گري بيشتر مي شود فعاليت هاي فردي و اجتماعي در زندگي عادي هم بيشتر مي شود. تحقيقات سال 2004 اين مسئله را نشان مي دهد. در سطح محله اي نيز اين مسئله صحيح است. ديده شد آنهايي که به سايت محله خودشان, به سايت محيط زندگي خودشان بيشتر رجوع مي کنند و فعاليت بيشتري در آن سايت دارند, همان کساني هستند که تماس رودررو محله اي شان هم بالا است. يعني يک نسبت مشخصي بين فعال بودن در محيط سايبر در حوزه خدمات اجتماعي و فعاليت واقعي در حوزه خدمات اجتماعي وجود دارد.
به اين ترتيب ما مي توانيم به اجتماع ديني سايبر معتقد شويم. اجتماع سايبر ديني چنين تعريفي دارد. گروهي از معتقدان که به لحاظ مکاني از يکديگر چندان دور نيستند, اين در تعريف اجتماع سايبر ديني مهم است. توجه داشته باشيد که در باره امت سايبر ديني صحبت نمي کنيم. بلکه دارم در باره اجتماع صحبت مي کنيم که Community است. اجتماع سايبر در محيط هاي کوچک شکل مي گيرد و به علت پيوند هاي روحي مشترکي که دارند از طريق ارتباطات رايانه اي با يکديگر در تعامل هستند. پس سايت يک مسجد مي تواند اجتماع سايبر مذهبي درست کند. کسي با سايت يک هيئت کار دارد که عضو آن هيئت است.
در اين تحقيق ما کاربر محوريم. جستجو محوريم. دنبال سايت هايي هستيم که بيشترين مراجعه کننده را دارند. و سعي مي کنيم اين سايت ها را با هم مقايسه کنيم. مي رويم سراغ گوگل. چرا گوگل؟ مي خواهيم بگوييم که محيط سايبر ديني وقتي که مي خواهد شکل بگيرد از موتور جستجو بايد آغاز کند. چون مردم از موتور جستجو آغاز مي کنند. گوگل 2/46 بازار يا مراجعه کنندگان براي جستجو را پوشش مي دهد. اگر بخواهيم سايت اول محيط سايبر را نام ببريم بايد ياهو را ذکر کنيم. اما به عنوان موتور جستجو, گوگل اول است. چون ياهو غير از جستجو خدمات متنوع ديگري هم ارائه مي دهد. پس گوگل مهم است. گوگل درجستجوي خودش نرم افزاري دارد به نام Page Rank که کارش رده بندي و رتبه بندي صفحات وب است. گوگل وقتي شما جستجو مي کنيد« امام صادق(ع)», در صفحه اول نتايج جستجو, 10 سايت را معرفي مي کند. چگونه سايت اول تا دهم رديف و Sort مي شود؟ تعيين کننده اش نرم افزار Page Rank است. در واقع تمام ارزش گوگل به داشتن چنين برنامه ايست. عملا با 100 معيار مي سنجد تا رتبه بندي کند. مفهوم اصلي رتبه بندي در سايت گوگل اين است که چه کساني قبلا بيش از همه به اين سايت رجوع کرده اند. يعني شما سايتي را به عنوان سايت اول مي بينيد که ديگران بيشترين مراجعه را در آن موضوع به آن داشته اند. اما فقط اين نيست. گوگل امکان اين را فراهم مي کند که وقتي سايت ها شروع مي کنند به توليد شدن و بالا آمدن هر چقدر ارجاع از يک سايت به يک سايت ثبت مي شود گوگل ثبتش کند. به عنوان مثال هر يک باري که شما از سايتي به سايت دانشگاه امام صادق(ع) مي رويد براي دانشگاه امام صادق(ع) يک امتياز ثبت مي شود. به اين ترتيب گوگل مي تواند بگويد چه سايتي چه مقدار مستقيم و غير مستقيم ديده شده است.
اسلام در گوگل
گوگل بالا تر از 5 ميليارد URL دارد و اين 5 ميليارد براي همه در مدت کسري از ثانيه قابل جستجو است. اگر خود را به جاي يک جستجوگر عادي بگذاريد و در گوگل اسلام را به انگليسي(Islam) جستجو کنيد, شما مي توانيد 48 ميليون صفحه اينترنتي به صورت بالقوه پيدا کنيد که باکليد واژه اسلام ثبت شده. اما اگر خودتان را به جاي کاربر حرفه اي تر قرار دهيد و به جاي گوگل عادي در دايرکتوري گوگل در بخش Religionدنبال اسلام بگرديد, 139 هزار سايت را مي يابيد. اگر همان جا را کليک کنيد مي بينيد که اسلام را به 39 مقوله تقسيم کرده است و داراي 2478 سايت است.
تعدادي از اين سايت ها مخصوص شيعه است. نکته مهمي که بايد عرض کنم اين است که اين مهم نيست که ما چند سايت شيعه داريم. مهم اين است که وقتي در گوگل شيعه را جستجو مي کنيم چند سايت براي ما پيدا مي کند. شما اگر در محيط سايبر بوسيله موتورهاي جستجو به رنک بالا راه يابيد در محيط سايبر هستيد و گرنه در محيط سايبر نيستيد. اينترنت گورستان عظيمي است از سايت هايي که به آنها مراجعه نمي شود. لذا تمام تلاش هاي سايت هاي اينترنتي, فعالان محيط سايبر اين است که Ranking خودشان را بالا ببرند تا در صفحه هاي اول جستجو پيدا شوند. وقتي ما دنبال موضوعي مي گرديم در صفحه بيستم دنبال آن نمي گرديم. از صفحه اول که آغاز مي کنيم اگر مطلب مورد نظرمان را تا صفحه سوم نيابيم صرف نظر مي کنيم. يکي از خيانت هايي که در گوگل مي شود بالا بردن مصنوعي رنک برخي سايت ها و پايين آوردن رنک برخي سايت هاي ديگر است. ما هم از اين بمب ها استفاده مي کنيم. مثلا سايتي را در اينترنت به نام الخليج ايجاد کردند. وقتي الخليج را جستجو کردند در آن سايت نوشته بود چنين چيزي وجود ندارد و جعلي است، لطفا به سايت خليج فارس مراجعه کنيد. در نتيجه هر وقت شما مي زديد الخليج اولين پيج رنک براي اين سايت بود که وقتي وارد آن مي شديد مي فهميدي که جعلي است. به اين ها مي گويند بمب هاي گوگلي. اين ها در محيط گوگل منفجر مي شوند وحجم زيادي از هيت(Hit) را به خود جذب مي کنند و اين ها عمدتا اهداف عمليات رواني دارند.
ارائه مدل تحليلي
براي تحليل مجموعه سايت ها يي که در محيط هاي مذهبي و غيره وجود دارد آيا ما مي توانيم يک مدل تحليلي را طرح کنيم يا نه؟ من سعي کرده ام چنين مدلي را طراحي کنم. بنا به چند مقاله اي که منتشر شده است. در تحليل يک رسانه چه سينما باشد چه تلويزيون چه راديو باشد چه روزنامه ما مي توانيم 7 سؤال بزرگ بپرسيم اين سؤال ها چيست؟
- چه ساختار هاي فرا محيطي حاکم بر اين رسانه است؟ در حوزه فرهنگ در حوزه اقتصاد و در حوزه سياست.
- چه ساختارهاي محيطي حاکم بر رسانه است؟ يعني در چه محيطي دارد فعاليت مي کند؟
- اين رسانه چه تعاملي با مالکان خود دارد؟ به تعبير ديگر مالک اين رسانه کيست؟ چه کسي پولش را مي دهد(هرکه نان مي دههد فرمان مي دهد)؟ نوع مالکيت رسانه چگونه است؟ و روش تأمين هزينه ها چيست؟ روش تمليک پيام چيست؟ چگونه مي توان مالک اين پيام شد؟
- نقش و وظايف اجتماعي اين رسانه چيست؟ چه بايدها و نبايد هايي بر پيام آن حاکم است؟ خط قرمز هايش چيست؟ چه تقابل هايي را براي خودش احساس مي کند؟ چه اهداف اجتماعي براي خودش قائل است؟
- تعاملش با رسانه ها و سازمان هاي مرتبط با خودش چگونه است؟
- تعاملش با مخاطبانش چگونه است؟
- و تعاملش با اطلاعات درون رسانه چگونه است؟ يعني سياست هاي اجتماعي, سياست هاي اطلاعاتي سياست هاي مربوط به مخاطب, سياست هاي مربوط به نحوه اداره سازمان رسانه و سياست هاي اقتصادي آن. با اين نکات مي شود سايت هاي ديني را هم تحليل کرد. سايت هاي ديني هم بايد به اين سؤال ها پاسخ دهند.
اگر بخواهيم اين مدل جامع رسانه ها را بر سايت هاي ديني تطبيق دهيم, در حوزه اهداف مواجه مي شويم با 3 هدف اطلاع رساني آموزش و دعوت. تقابل هاي اين سايت ها يا تقابل سني است با شيعه, يا تقابل شيعه با سني, يا تقابل با مسيحيان . در سياست هاي مخاطب گزيني شان, گاهي هدف مسلمانان است گاهي غير مسلمان ها و گاهي نو مسلمان ها. کساني که تغيير دين داده اند و بايد آنها را حفظ کرد. و ايمانشان را عميق تر کرد. سياست جهت ارتباطشان يک سويه است يا دو سويه يا هر دو. از نظر تأمين پيام ما دو نوع سايت داريم. يکي سايت هاي پورتال که محتوا ندارند بلکه ما را به سايت هاي ديگر ارجاع مي دهند. مثلا شيعه سرچ(ShiaSearch). و برخي از لحاظ تأمين پيام خودکفا هستند. در حوزه گزينش پيام چهار گزينه شيعه، سني، وهابي و معتدل را داريم. از حيث کيفيت پيام دو نوع سايت ايستا و پويا را داريم. سايت هاي ديناميک يا استاتيک. سايت هاي اطلاع رساني معمولا سايت هاي استاتيک هستند و سايت هاي گفتگو محور بيشتر ديناميک هستند. از لحاظ وضعيت پيام داراي متن, صوت, تصوير, فيلم يا ترکيبي از اينها است. سايت ها دو نوع پر لايه و کم لايه هستند. بسياري از سايت ها هستند که عمقي ندارند. در حد 15 صفحه کارشان تمام مي شود. و برخي از سايت ها تا صدها هزار صفحه اطلاعات را پشتيباني مي کنند. سايت هايي که عملا دوره متن محوري را به محيط سايبر آوردند. يعني شما مي توانيد در اين سايت بحارالانوار را آنلاين جستجو کنيد. از نظر خدماتي که ارئه مي کنند سه حد زياد, متوسط و کم وجود دارد. از لحاظ زبان تک زباني يا چند زباني هستند. سهم اطلاع رساني را هم مي توان به بالا متوسط و پايين تقسيم کرد. تبليغات هم همين طور. از لحاظ سياست هاي سازماني بعضي از سايت ها هستند که اصولا بر سايت هاي ديگر نظر دارند. در مقابل با سايت هاي ديگر محتوا توليد مي کنند و سايت هايي را هم داريم که کاري ندارند که در عالم سايبر چه مي گذرد کار خودشان را فقط انجام مي دهند. همين طور در تعامل با سايت هاي هم سو. از لحاظ استقلال حرفه اي سايت هايي را داريم که استقلال سردبيري را به رسميت شناخته اند. خودشان داراي سازمان مستقل هستند. در مقابل سايت هايي را داريم که کاملا تابع سياست هاي سازمان مادرشان هستند. فرض کنيم سازمان تبليغات يک سايت راه اندازي مي کند و اين سايت غير از سازمان تبليغات هيچ تعريفي ندارد. اما سايتي مثل سايت تبيان (www.tebyan.net)در عين اينکه وابسته به سازمان تبليغات است و حمايت مالي از سازمان مي شود, کاملا مستقل از اين سازمان براي خودش هويت تعريف کرده است. از لحاظ سياست هاي اقتصادي مالکيت سايت ها خصوصي, دولتي, گروهي و نا معلوم است. بودجه شان بودجه دولتي, کمک هاي دولتي, کمک هاي عمومي و آگهي است. نحوه فروش پيام يا به صورت حق اشتراک است يا پرداخت بر اساس دريافت اطلاعات است يا بدون فروش و نا معلوم.
معرفي يک سايت
من اين جا سايت (www.islam101.com)Islam101 را مورد توجه قرار داده ام. وقتي در گوگل اسلام را جستجو مي کنيد, اولين سايتي که در پيج رنک آن مي آيد اين سايت است. اهدافش آموزشي است. مسئله و تقابلش عمدتا مسيحيت است. مخاطبش اقليت مسلمانان در محيط هاي غير اسلامي است و جهت ارتباطات بيشتر يکسويه است از نظر تأمين پيام خود کفاست. سني معتدل است. پيامش ايستاست. متن است و تک زبانه. خيلي از گفتار استفاده نمي کند. اطلاع رسانيش بسيار بالاست تبليغات زيادي ندارد. تعامل با سايت هاي رقيب ندارد. تعامل با سايت هاي هم سو هم ندارد. استقلال حرفه ايش را مشخص نمي کند. مالکيت را معلوم نمي کند تأمين هزينه را معلوم نمي کند نحوه فروش پيامش را مشخص نمي کند. من 10 سايت اول را به اين گونه بررسي و گزارش کرده ام. در ميان اين سايت ها به سايت هاي ايراني هم مي رسيم. من به خصوص بر روي تبيان تأکيد مي کنم. که البته خودش يک مقاله مستقل دارد.
عرضم را با اين نکته خاتمه مي دهم که از ديدگاه بنده محيط سايبر براي فعاليت هاي ديني و براي رقابت هاي ديني يک محيط زنده, پويا و روبه رشد است. شکوفاتر هم خواهد شد. کساني که در محيط واقعي موفقيتي در تبليغات ديني نداشته اند, مي شود پيش بيني کرد که در محيط سايبر هم موفقيتي نخواهند داشت. کساني که در محيط واقعي با شيوه نفي و ترد, با شيوه انزوا سعي مي کنند ايمانشان را حفظ کنند, لطفاً وارد محيط سايبر نشوند. اما کساني که با روي گشاده نسبت به ديگران با آنها مواجه مي شوند در محيط واقعي مي توانند اميدوار باشند که در محيط سايبر حرفي براي گفتن و گوشي براي شنيدن هست.
